تبليغاتX
من، یک دختر دبیرستانی مینویسم


من، یک دختر دبیرستانی مینویسم

سراغ ام آمده اند، مینویسمشان

اگر تا یه هفته خبری از پست جدید نشد.. مطمئن باشید واسه شیرین به اتفاقی رخ داده....
شاید همون بای فور إورِ خودمون..

جمعه 1391/02/29| 0:15 |شیرین

اگر تا یه هفته خبری از پست جدید نشد.. مطمئن باشید واسه شیرین به اتفاقی رخ داده....
شاید همون بای فور إورِ خودمون..

جمعه 1391/02/29| 0:15 |شیرین

Bye for ever.... یک جمله ی قشنگ و پر رمز و راز...

جمعه 1391/02/29| 0:12 |شیرین

میخوام نه از دوستی. نه به آشنایی. نه هرکسی که میشناسمش و میشناستم. ... ازش یادی کنم.  بگیرم خودم رو به باد تنهایی و سمت گوشی نرفتن.  میخوام جلوی خودم رو بیشتر از این بگیرم و کاری به کارشون نداشته باشم.

اگه میگم من خاک برسر این توقعاتتونم دروغ نگفتم...
ازش یاد میکنی، طلبکارانه: بی معرفت چرا زنگ نمیزنی؟ خبری ازت نیست؟؟؟
اگه میگم نوبت به ما که میرسه حتی شوهرمونم عین رفیقامون میشه دروغ نگفتم...
اگه حرفتو باور نکنم که این اخلاق بچه دبیرستانیاس که بی معرفت باشند حق دارم...
نوبت ما که شد. از دبستان تا حالا رفقا و بچه ها همه انتظارات صد در صد و معرفت خودشون صفر درصد.

از این مسخره بازیا خوشم نمیاد.. جیغشونو میشنوم و اداهاشون.
عوض شدی. و تغییر قشنگی نداشتی. خدا هدایتت کند. و مرا نیز. و امثال مارا.
تعصب ام برات خیلی بی جاإ. اونقد که خودم وقتی با خودم خلوت میکنم و تعصبم بهت رو نگاه میکنم... میبینم واقعا زشته. از خودم خجالت میکشم..

چقدر شماها بدید؟؟؟ چرا اینقدر من بدی شمارو حس میکنم؟؟؟ مگر من از جنس شماها نیستم؟؟؟ چرا باید اینقدر حس إش کنم؟؟؟

تو هم عوض شدی شییرینی.

ازت دور میشم.یعنی باید دور بشم.

پنجشنبه 1391/02/28| 21:5 |شیرین

شلواره. این یه نوع آرزوإ

 

----------------------------------------------

پ.ن
خانم "girl" که واسه ام نظر گذاشتی، من کجا و چطور جواب کامنتت رو بدم؟؟؟ نه آیدی. نه آدرس وب!!!


ادامــﮧ مطلب
پنجشنبه 1391/02/28| 18:20 |شیرین

إلی رو دوست دارم. اخلاقش. خودش. من دوستش دارم.
از دور صدام زد. با دستش بهم علامت داد. با تعجب اومدم سمتش:
-بله؟ کاری داشتی؟
آره، دیشب داشتم قبل خواب بهت فکر میکردم. با همه ی اونایی که دیده بودم فرق داری.
اخلاقت. دیدت به دنیا. نگاهت. تحلیلت از هر چیزی!
من دوتا شاخ کوچیک در اوردم و از این همه ابراز احساسات تعجب کردم!!!

پنجشنبه 1391/02/28| 14:9 |شیرین

خداحافظــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خانوادت واسه ات عشقت میشن...جای عشقت رو میگیرن...
اهنگ حس خوب فرزاد فرزین..هرکی گفت با یاد تو گوشش میدم، باور نکنیا... همش دروغه.
مخصوصا:
برای داشتن تو عشقم،" دنیا رو زیر پا میذارم"  ==> این یه دروغه.
پنجشنبه 1391/02/28| 13:54 |شیرین

حیف که حوصله ی اینکارارو ندارم... وگرنه با چندتا اوسکول دوست میشدم... وابسته که میشدن.. اذیتشون میکردم. حالشونو میگرفتم.. اخر سر هم باهاشون تموم میکردم.. یعنی فقط دوست بشی واسه اینکه حالشونو بگیری...
از اون رفتارا که پسرو عاشق خودت کنی.. بعدشم قالش بذاری.
ولی حیف که نه حال اس ام اس دادن رو دارم و نه این دوس پسر بازیا واسم جذابیتی داره... کار بچه راهنمایی هاست.
شاید اگه رفقا پایه ام بودن از اینکارا میکردم واسه موجوداتی که ازشون تنفر دارم. واسه انتقام گرفتن از همه اشون...
حتی ارزش این رو ندارن که وقت بذاری واسه اینکه ازشون انتقام بگیری.

پنجشنبه 1391/02/28| 13:44 |شیرین

چقدر گناه داره اونی که سرچ کنه : میخوام یک دوست دختر خوب داشته باشم.
و چقدر از اون بیشتر گناه داره اونی که سرچ کنه: میخوام یک دوست پسر خوب داشته باشم.

پنجشنبه 1391/02/28| 13:35 |شیرین

و سوغات شیراز.
قوچ = دی ماه.
حوت = اسفند ماه.

 

 


ادامــﮧ مطلب
پنجشنبه 1391/02/28| 10:16 |شیرین

و ... قلبی که دوست دارد برای تو باشد. لحظه هایی که میخواهند با تو گذر شوند. گذشته ای که میخواهد با تو در تاریخ زندگی ام گذشته شود. خنده هایم که بانی اش تو باشی. منی که برای تو باشم. شیرینی که مالک و صاحبش تو باشی و دستهای سردم که گرما را از دستان تو به غارت ببرند.آغوشی که میخواهد فقط برای تو باشد. شیرینی که میخواهد فقط در آغوش تو کوچک و گم شود .خوابی که در کنار تو خواب شود. چشمانی که از برای با تو بودن خیس شود.
و خدا. خدایی که از من دور شد... ، نزدیکتر کنی.

پنجشنبه 1391/02/28| 9:38 |شیرین

من. از س.چ کلاس هایی که انگلیسیشان خوب است بدم می آید.
پنجشنبه 1391/02/28| 0:11 |شیرین

من. وقتی فهمیدم دکترا اینجور گفتند و نا امید شدم... به اش میگفتم. باهاش درد دل میکردم.
نگاهم کرد. میدونستم نمیتونه ابرازی کنه. نمیتونه. یعنی تو اخلاقش نیست بروز دادن احساساتش. نگاهم کرد. فقط گفت:
چه چشمهای قشنگی!

پنجشنبه 1391/02/28| 0:2 |شیرین

من مونده ام. این دختره که همراه گروه تیک تاک میخونه کیه که اینقد تلفظش خوبه؟؟ اخه ایرانیا که تلفظ انگلیسیشون افتضاحه. انگار که دارن فارسی حرف میزنند با این تفاوت که کلمه هاش تغییر کرده. همین!
مطمئن ام  که فارس نیست. اگرم فارس باشه که بزرگ شده ی خارجه حتما ولی در نظرم کلا ایرانی نیستش این بشر...


چرا باید اینقدر خجالت بکشم از کسی؟؟ که وقتی عکسش رو ببینی همون موقع هم روت نشه نگاهش کنی؟؟
نمیدونم. نه، الکی گفتم. دلیلش رو میدونم ولی نه. نمیخوام بگم.

دوست دارم پسر بشم. ببینم چه مزه ای داره پسر شدن؟؟؟ چه مزه ای داره ببینی اینقدر ..بابا هیچی اصلا. اه.
بز سیاه. این بدترین توهینی هست که میشه به یکی بکنم. بز سیاه. بز خر. ..فحشای قشنگی اند.

باباجان، نخوایم بشیم باید کیو ببینیم؟ ها؟ خو قُل دیگه.

نارنجی رو دوست دارم. شاد. شنگول. و این یعنی من رنگ مشکی و تیره رو خیلی کم میتونم تحمل کنم.

اعصابم خورده که تِل جدیدی که گرفتم به دردم نمیخوره و موهامو اوخ میکنه. حیف اون تِلِ پهنی که دیدم  که من رو یاد تِل های قدیم و زمان بچگی ام میندازه رو نخریدم، ولی میخرم.

هروقت آل استار. تِل. جوراب اسپرت. زیور آلات. (مخصوصا دستبند) دیدید، یاد من بیافتید... اینها یعنی نماد شیرین.

من خیلی ضعیفم. خیلی. خیلی. خیلی. حالم از این ضعیف بودن به هم میخورد اینطوری

به من میگن: تو فیس میای. (یعنی همون کلاس گذاشتن، خودتو بگیری). خودتو میگیری. قُدی. ... من نیستم. فقط اگه خسته باشم قیافه ام ناراحت میشه و کم حوصله میشم خیلی. در نتیجه => میگن:

تو فیس میای. خودتو میگیری.

امروز خیلی ازم دفاع کرد پدر محترم. هِی بهشون گفت اینقدر اذیتش نکنید و همونطور که خودش گفت باهاش رفتار کنید. باهاش حرفای بی مورد نزنید... احسان حرص اش در اومد و مرا به باد کتک آرام گرفت.
من کف ام برید از این همه هوا داشتن پدر ازمان. اینطور ==> 

نمیشه شبشه اش کرد. "شبشه" به فارسی قاطی کردن میشه. الان پدر این را گفت. با همان قیافه ی درحال ادا در آوردنش.
منظورش نمیشه شبشه کرد عرق نعناع و چای را با هم!

و  چقدر گرمم است. لباسهاتو دربیار. بخواب زیر باد کولر. یه ملافه بنداز رو خودت. این مهمه. این یعنی ارزش.

هیچی. همین.
راستی. چرا. یه چیز موند. دعا کنید بتونم کلیپ جدید جی.بی رو دانلود کنم.

چهارشنبه 1391/02/27| 14:58 |شیرین|

قرارمون این نبود. من با امید رفتم... نرفتم که بشنوم تا ده سالگی درمان میشه... و من هفده سالمه.
راهی نداره!

تو خدا نیستی.. ولی قول داده بودی خوب میشم. هروقت قولی داده بودی، همون شده بود... واسه همینه که تو بهم دروغ گفتی.

من خوبم. ولی دوست داشتم نباشه.. نباشه چیزی که دکترا بگن حل نمیشه. نه یه دکتر. نه دوتا. نه سه تا. خیلیا که یادم نمی آید حتی چندتا.


راستی!
شماها؟ از من با یاد یه دختر مریض تو ذهنتون یاد میکنید؟؟؟ همینطوره؟
-بله.

قضیه امون یه جورایی رُمنس بود خیر سرش.

سه شنبه 1391/02/26| 21:35 |شیرین|

خاک. ناراحتی. گرما. استرس...
به استقبالم آمدند.

سه شنبه 1391/02/26| 21:28 |شیرین

دارم میرم...
آل استار هم میخرم احتمالا...


+ نیستم.
پنجشنبه 1391/02/21| 12:47 |شیرین

دارم میام پیشت کفش آل استاره
هوا چقد بوی کفش نورو میده...

------------------------------

پ.ن
نخریدم!
بعد از هر لیخندی. گریه اس.

چهارشنبه 1391/02/20| 19:15 |شیرین|

امروز چقدر نیاز داشتم صدامو بشنوی و صداتو بشنوم و واسه ات بگم و تعریف کنم و تو آرومم کنی و شوخی کنیمو نیاز داشتم فقط با تو بخندم.فقط تو!
ولی مثل همیشه..شرایط!

چهارشنبه 1391/02/20| 14:4 |شیرین

شاید ارزش دوست داشتنتو ندارن که نمیفهمن دوستشون داری!
چهارشنبه 1391/02/20| 13:58 |شیرین

از هرکی خوشمون بیاد دقیقا میشه دوست پسر همکلاسیامون!!!
اه. اقای  تیشرت عوض کن دوست همکلاسیمه. دختره هم خیلی زشته. خیلی ضدحال خوردم باهم دیدمشون.
اونقد که بچه ها از عکس العملم تعجب کردن و خیلی بهم خندیدن و کل راه پشت سرم میگفتن: هاااااااااااااااهاهاهاهاها. شکست عشقی خورد!
اون از فحش خور. این از آقای تیشرت پوش. حتما هم جی.بی از قبل دوست دختر از همکلاسیام داشته!!

برو بمیر شیرین جان.

چهارشنبه 1391/02/20| 13:56 |شیرین|

چی میشه که از سرچ گوگل " دوست دخترم رفته مسافرت چی بهش بگم؟؟؟ "
میرسید به وبلاگم؟؟ مگه اصلا مسافرت رفتن دوست دخترت نیاز به حرف خاصی داره!؟؟!

سه شنبه 1391/02/19| 15:57 |شیرین|

الان خر ذوق تشریف دارم. شادی گفت : یعنی دوست داری نت داشته باشی؟
با حالت افسردگی و غم میگم: آااااااااااااااااررهههههههههه.
میگه برو گوشی تو پنجره اس. تا کسی نبردتش ببرش.
با سرعت ۱۰۰۰ در ثانیه میدوم و ...
خدا اگه نت به وجود نیومده بود من چکار میکردم دقیقا؟؟؟؟

سه شنبه 1391/02/19| 15:53 |شیرین|

من شیرین ام.
حساس ام.
زود ناراحت میشم.
حوصلتو نداشته باشم جواب نمیدم.
خیلی گریه میکنم و جز گریه چیزی آرومم نمیکنه. و گریه رو دوس دارم.
خیلی احساساتی ام. اونقد که هیچکس نمیتونه توقعاتمو برطرف کنه، مگر اینکه خودم مرد بشم و بیام واسه خودم نیازامو برطرف کنم.
کشف نشده ام. شوخیامو تیکه هامو کسی هنوز کشف نکرده.
بلد نیستن بخندوننم.
نفهمیدنم تا الان.
رگ خوابمو پییدا کردن واسه آدما سخته هرچند که خودم اینجور فکر نمیکنم.
زندگی رو سخت میگیرم و بلد نیستم بیخالی طی کنم.
پول دوست دارم و وقتی پول میبینم دلم دیرین دیرین توش صدا میاد. چون اعتقاد دارم هشتاد درصد خوشبختی از پوله.
اصلا اصلا  علاقه ای به درس ندارم و به زور میخونم و کار به زور رو خیلی کم انجام میدم.
زورم میاد به آدما عشق بورزم چون حس میکنم ارزششو ندارن و فقط عشق ورزیدن واسه خانواده و شریک زندگیه 
تا از چیزی مطمئن نشم نمیتونم باهاش راحت برخورد کنم.
مهم نیست برام مردم چقدر راجع بهم بد فکر کنن.
خیلی ریسک میکنم و عواقبش برام مهم نیست و از ریسک کردنا با نتایج بد لذت میبرم.
عبرت نمیگیرم.
سلیقه ام خوبه.
از تنهایی بیرون رفتن میترسم ولی خیلی دوستش دارم.
دنیای جدایی دارم واسه خودم اعم از:
خوانندگی و اجرای کلیپ.
معشوق خواننده ها شدن
 و زن خانه دار شدن
و زن معشوق ها شدن
و مانکن شدن
و رقاص هیپ هاپ شدن
و عشوه گری واسه طرف ات.
به وجود خدا شک ندارم ولی به دین و حرفاش شک دارم.
زبونم درازه و وسط دعوا زبون میدم و به ضررم تموم میشه.
نمیتونم چیزی که به نظرم مسخره بیاد رو مسخره نکنم..
راز نگه دارم.
ادعام زیاده و اونقدر زیاده که خودم حرفامو باور میکنم.
از خبرچینی متنفرم و انجامش نمیدم.
زیور آلات وخرید از پاساژ و از پاساژ با فروش لباسهای جنس اسپرت چشمو میگیرن و خیلی دوست دارم.

جوراب زیاد دوس دارم.
کفش و شلوار جین زیاد دوس دارم.
عطر و اسپری مردونه خیلی دوس دارم.
هرروز رفتن حموم رو دوس دارم.
لباس زیر فانتزی و اسپرت و دخترونه و تور توی دوس دارم.
از هرچیزی که به تور ربط داشته باشه خوشم میاد.
 از پاهام بدم میاد.
خیلی دقت میکنم.
ریاضیم خیلی بده.
عاشق موسیقی ام.
بادکولر و ایستادن جلوش یکی از سرگرمیهام و علاقه هامه.
لم دادن رو قالی رو خیلی دوس دارم.
بد لم میدم.


من همینم. عوض نمیشم. و همین بودن رو دوست دارم و قبول دارم و دلیلی برای عوض شدن ندارم و اینجوری بودن ...هم دوستمون دارن.

من همینم. عوض نمیشم.

سه شنبه 1391/02/19| 0:52 |شیرین|

من. منه خر. منه یوز پلنگ منه بز. منه بی شخصیته پرادعا. بابا برو جمعش کن بیچاره دریوز. لردنگی الاف. برو بابا دیوونه ی مسخره. باید یه سر ببرمت همدان بستری شی بیچاره. جای گلستان اهواز بستری شدن باید بری همدان پیش رفیقات.
خاک دنیا برسرت. یعنی برو بمیر. یعنی سرتو بذار رو بالشو دیگه صداتو نشنوم. یعنی الان دوست دارم کبودت کنم. خاک تو سرت. مریضِ عقده ای. بذار این چس کلاسای خر بیان واسه ات کلاس بذارن. ارزشت در همین حده که سه ساعت بشینی حرفای یه مشت روانشناسای آینده رو که خودت تو دبستان این حرفاشون بهت ثابت شده رو بشنوی... یعین ارزشت همینه. خاک توسرت. اشکش تو آستینشه.
اینقدر گریه کن که مردم پاشن بیان بزنن پس کله ات که بیشتر گریه کنی. بی عرضه ی بدبختِ بد ریخت نفهم. بی عقل و بی کله. ای بگیرم بزنمت. آخ بزنمت. آخ بزنم بفهمی زندگی چجور نوشته میشه.
آخه بیچاره؟ الاف؟ مسخره؟ بزکوهی؟ جوجه؟ کلاغ؟
کی تحویلت میگیره غیر خودت؟ بگیر بخواب کپه اتو بذار نبینم اون ریخت کثیفت. آخه اگه آدم بودی که نمیومدی با کسی بپری که پاشه بهت بگه دهن کثیفتو ببند. حتی اگه گو خورده باشیا نمیان به ... بگن دهن کثیفتو ببند. یعنی حالم ازت به هم میخوره.
گمشو بابا. راتو بگیر سر بذار به بیابون.

فلفلیِ نفهم. بیچاره. آره آره همین چیز کشای بی پدر به درد خودت و عمه ی خوشکلت میخورن. آره اینا واسه ات نون و غذا و بچه و مادر شوهر کثیف و خواهر شوهر مارموز نجس میشن. آره. حالا باز بچسب به پشتشون. سفت بچسب. تکیه کن شاید ارزشت در این حد باشه که تکیه گاهت نقطه چینه...

خاک توسر فقط بلدی شب و روز ببرنت بیمارستان و دکتر. خاک برسرت یه عمر مریض نشدی الان دقیقا تو این یه سال جبران کردی اون مریض نشدنا رو. خاک.. برو شب و روز بستری شو. مریض شو. چشمت نبینه. الهی کور بشی به فجیع ترین شکل ممکن از دست این دوتا تخم مرغ پوسیده راحت شی.

فردا صبح که شد خودتو کوچیک کنیا. بچسبی به پشت مردم هااااا. یادت نره بی مغز هاااا؟؟؟ خب؟


خاک تو سرت که خودت احترام خودتو نگه نمیداری. اگه ادم بودی خودت به خودت فحش نمیدادی بچه. شب و روز خودتو بازیچه ی این و اون کن و خودتو گول بزن.
ببین کدوم مادر خوبی به دردت میخوره... آخ ببخشید جا مادر خوب، بخونید کدوم مادر خرابی..

خدافظ

دوشنبه 1391/02/18| 3:10 |شیرین|

درسته که بچه قیطریه و زعفرانیه و کیانپارس و امانیه و امیری و پهلوی و اروسیه نیستیم، ولی اینجاها رو میشناسیم.
درسته که نداریم ریبن اصل بخریم، ولی داریم ریبن درجه ده بخریم.
درسته که دوست پسر سرزبون دار و شیطون نداریم، ولی دوست پسر بیچاره داریم.
درسته که دوست پسر باکلاس و با شخصیتمون رو از دست دادیم، ولی دوست پسر اوسکول زیاد داریم.
درسته که نداریم آل استار اصل بخریم، ولی داریم آل استار ۱۴ تومنی بخریم.
درسته که معدلمون بیست نمیشه، ولی بلدیم تجدید بیاریم.
درسته که نوشته هامونو چندتا از ما بدترون میخونن، ولی نوشته هامون در حد از ما بهترونن.
درسته که پسر با احساس و با معرفت ندرایم، ولی پسر با احساس دیدیم.
درسته دل درد پ نداری، ولی دل درد داری.
درسته که قدت بلند نیست، ولی لاغر و قابل تحمل هستی.
درسته که میخوایم بریم حموم، ولی حاج بابا جامون میره حموم.
درسته که بلد نیستیم و میترسیم سوسک بکشیم،ولی بلدیم سوسک آزاری کنیم.
درسته که از نت اومدن سردرد میگیریم، ولی بازم نت میایم.
درسته که دوست باوفا نداریم، ولی دوست به درد نخور زیاد داریم.
درسته که باید کپه امون رو بذاریم، ولی پا نت میشینیم.
درسته که تو ماوراء طبیعه بی احساسی، ولی من ماوراء طبیعه احساس دارم.
درسته که ما به اندازه ی سر سوزن با هم تفاهم نداریم، ولی با همیم.
درسته که نماز نخوندن تو وجودمون نیست، ولی بلدیم هشت ماه نماز نخونیم.
درسته که نمیشه عین بچه آدم لذت پول حرامو ببریم، ولی مال حرام رو میخوریم.
درسته که دلم واسه بعضی قدیمیها خیلی تنگ میشه، ولی حالی از هم نمیپرسیم.
درسته که ما پاک بودیم، ولی شاید آشغال هم بشیم.
درسته که درسته، ولی همه ی اینها درسته...

دوشنبه 1391/02/18| 2:3 |شیرین|

من خاک برسر این همه ابراز  احساساتتم.
دوشنبه 1391/02/18| 0:16 |شیرین

دوستش دارم. هم چهره اش. هم صداش، لطیفه!
ادامــﮧ مطلب
یکشنبه 1391/02/17| 22:45 |شیرین|


ادامــﮧ مطلب
یکشنبه 1391/02/17| 22:35 |شیرین|

intesa, super sex, umi sex همه جارو پر کرده.
من مستم از عطری که اولین بار بو کردم...






 

+جرأت خریدنش رو نداشتم،
از ترس یاد اون روزهای خوش افتادن.
از ترس یاد اولین بار بو کشیدنش...
اما خریدم!
با یاد اون روزا، قشنگه!

 


ادامــﮧ مطلب
یکشنبه 1391/02/17| 21:14 |شیرین|

[-Design-]